دیشب کسی برای تو سجاده وانکرد
بغضی ترک نخورد وگلویی صدا نکرد
انگار ما بدون حضور تو راحتیم
وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد
دیشب کسی برای تو سجاده وانکرد
بغضی ترک نخورد وگلویی صدا نکرد
انگار ما بدون حضور تو راحتیم
وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد
پاسخ به شبهات وهابیت
وَهَّابيّه ميگويند : خداوند عوالم را بدون واسطه خلق كرده است؛ و موجودات عِلوي، و فرشتگان سماوي؛ و ارواح مجردّۀ قدسيّه، هيچ تأثيري در آفرينش ندارند؛ و هيچگونه عنوان واسطگي به خود نميگيرند؛ بنابر اين استمداد از روح رسول الله، و امامان و از ملائكه حتّي ملائكۀ مقرّبين شرك است.
جواب ميدهيم : آيا استمداد از ارواح به صورت زنده، مثل پيغمبر زنده، و امام زنده شرك نيست ؟! آيا استمداد از عالِم، و طبب، و متخصّص، و كشاورز، و صنعتكار، شرك نيست ؟
اگر شرك است، چرا شما استمداد ميكنيد ؟ دست از هر گونه استمدادي در عالم طبع و در حيات دنيا برداريد،
و اگر شرك نيست، چه تفاوت دارد؛ بين استمداد از پيامبر زنده، و از روح او پس از مرگ ؟ چه تفاوت دارد بين استمداد از طبيب جرّاح، براي عمل آپانديس مثلاً، و استمداد از جبرئيل ؟
ميگويند : اينها شرك نيست؛ و آنها شرك است ! چون ارواح آنها ديده نميشوند، و به صورت نميآيند؛ و خلاصه استمداد از اسباب طبيعي و مادّي شرك نيست؛ ولي از امور معنوي و روحاني شرك است. استمداد از مادّۀ كثيف شرك نيست، و از نفوس عاليۀ مجرّدۀ قدسيّه شرك است.
در جواب ميگوئيم : قاعدۀ عقليّه استثناء پذير نيست؛ اگر استمداد از غير خدا شرك باشد، همه جا شرك است، و همه جا غلط است. پس چگونه شما با دليل عقلي ميخواهيد، اثبات توحيد حقّ را بنمائيد ؟ آنگاه در خصوص امور مادّي و طبيعي، استثناء ميزنيد !؟
ميگويند : طواف بر گرد قبر معصوم شرك است، بوسيدن ضريح مطهّر شرك است، بوسيدن عَتَبه شرك است، سجده كردن بر روي تربت سيّد الشّهداء عليه السّلام شرك است؛ واسطه قرار دادن أئمّه و حضرت صديّقه فاطمۀ زهرا را براي قضاء حوائح، شرك است.
جواب ميدهيم : چرا شرك است ؟ چه تفاوت بين بوسيدن حَجَر الاسود يا بوسيدن ضريح است ؟ چه تفاوت بين خانۀ بنا شدۀ حضرت ابراهيم علي السّلام به نام كعبه؛ و بين مرقد مطهّر آيت كبراي الهي و صاحب مقام أو أدني و صاحب شفاعت كبري و حامل لواء حمد ميباشد ؟ چرا طواف در آنجا جايز است، و در اينجا كه از جهت اهمّيت، حائز مزايايي است جائز نيست ؟ [1]
چرا سجده كردن بر روي زمين و خاك و هر چيزي جايز است، ولي خصوص تربت پاك يگانه شهيد راستين شرع و شريعت، و حقّ و حقيقت أبا عبدالله الحسين جايز نيست ! اگر سجده كردن بر روي چيزي شرك است، چرا بر روي فرش و
قالي، و زمين و حصير جايز است، ولي در اينجا بخصوصه حرام شد ؟ در آنجا توحيد است؛ و در اينجا شرك شد؟
استمداد از هر شخص زندهاي هم كه ميكنيد، از روح او ميكنيد نه از بدن او ! و در اين صورت چرا استمداد از نفوس خبيثۀ كافره كه در دنيا هستند شرك نيست ! و از روح صديقّۀ طاهره شرك شد ؟
نتیجه این که : اگراستمداد به عنوان استقلال باشد، همه شرك است؛ چه طواف به گرد خانۀ خدا، و چه بوسيدن حَجرُ الاسود؛ و چه سجده كردن بر روي فرش و زمين معمولي؛ و چه واسطه قرار دادن طبيب و جرّاح و عالم و متخصّص؛ و اگر به عنوان استقلال نباشد، هيچكدام شرك نيست؛ بلكه نفس توحيد و عين توحيد است.
یک خاطره
روز ۲۸ صفر شاید حدود ده سال پیش بود که در منزل یکی از اهالی برای ختم قران رفته بودیم. یک آدم رند ولا ابالی که موقعیت مذهبی خوبی نداشت در جلسه حضور داشت . این آدم به ظاهر غیر مذهبی در دید مردم اما عقل پرسش گری داشت سوالات اساسی داشت اما می دانم که هنوز جواب خود را نگرفته است . تقصیر او نبود که سوال داشت چون خدا این حس پرسش گری را در وجود او نهاده بود مشکل از علمای حاضر در جلسه بود و هست که جواب او را نداده اند. در سالیان جنگ تحمیلی همواره می گفت اگر حضرت عباس قدرت دارد چرا صدام را به زمین نمی زند از حرم خودش دفاع نمی کند . در جواب او همواره با طنز و شوخی قضیه را جمع می کردند و من از سن وسال کمی بر خوردار بودم و ابراز وجود در محیط خشک و سنتی و آق سقل پرور و حاج آقا بفرمایید جا برای جواب دادن نگذاشته بود . وروزی دیگر سوال می کرد اگر امام حسن (ع) علم داشت چرا زهر را خورد و شهید شد . وسوال او در میان هیاهوی رحم الله من عاد الفاتحه مع الصلوات گم شد و این قطره کوچکی از هزاران انسان مظلومی است که سوال دارند اما جواب به آنها داده نمی شود وچون پاسخ قانع کننده ندارند سر از لا ابالی گری و اباحی گری و بی توجهی به دین در می آیند . این سرگردانی از اثرات کوچک همان سرگردانی است که رفتند در خانه امامت را آتش زدند ودر علم ومعرفت را آتش زدند در خانه اهل بیت را بستند و برای مردم آدرس اشتباهی دادند . نتیجه سوال نکردن از علمای راستین و عدم دنباله روی از اهل حق باعث شد که بعد از چندین سال که از حکومت بنی امیه گذشت جریانهای فکری ای به وجود آمد که شعارشان این بود که السوال بدعه که سوال کردن بدعت است و حق طبیعی انسان که سوال کردن بود را گرفتند . و با تیغ تکفیر و ارتداد افراد را سرکوب کردند .از افتخارت شیعه همواره عقلانی بودن اوست .
اما بحث از امامت .
درباره بحث از امامت در چندین مقوله می توان در مورد آن بحث نمود . ابتداء بحث از چیستی امامت ؟ این که ماهیت و مفهوم امامت چیست ؟ که زیر مجموعه این بحث ضرورت امامت . چرایی وجود و تحقق امامت . و در مرحله بعد کارکرد امامت آیا امری است برای دنیای انسان ها یا آخرت انسان ها یا دنیا و آخرت و مرحله بعد سوال از کیستی است این که چه کسی حالا باید امام باشد ما ابتداء باید موضع خودمان را در مرحله چیستی مشخص کنیم تا به مرحله کیستی برسیم . هم چنین بحث از رابطه امامت و عالم هستی رابطه امامت و انسان
مهجوریت بحث از امامت
در عالم ظاهر هرچند اسممان شیعه است و ما را به نام امامیه می شناسند و اسم شیعه بودن را یدک می کشیم که از لوازم این امر باید حداقل قوی بودن در امام شناسی باشیم چون هریک از مذاهب و مکاتب مختلف به یک نشانی شناخته می شوند و در همان بعد و جنبه قوی هستند اما ما شیعیان هر چند اسم امامی بودن را داریم اما در جنبه تئو ریک کار نکرده ایم هرساله به مناسبت عزاداری سالا ر شهیدان هزینه های زیادی برای آن حضرت صرف می شود . اما برای فهم تئو ریک امامت و فهم مبانی اعتقادی امامت گام بر داشته نمی شود . و تنها به یک الله قبول ایلسن ( خدا قبول کند ) قضیه را تمام شده می دانیم و این امر مشکل مبنایی است به گونه ای که حوزه علمیه قم بعد از سالیان سال اخیرا اقدام به ایجاد موسسه پژوهی درراستای امام شناسی کرده است .
مهجوریت تاریخی:
در باره مهجوریت تاریخی بحث از امامت باید گفت که از عوامل و زمینه های به وجود آمدن کربلا و شهادت امام حسین (ع) به نبود معرفت کافی از امامت بر می گشت که بعد از سقیفه شروع شده بود نگاهی گذرا به نامه هایی امام حسین (ع) به مردم کوفه این امر آشکار خواهد شد